سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 90غزل شمارهٔ 90شاعر: سناییوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: لنهادصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںتا نگار من ز محفل پای در محمل نهادداغ حسرت عاشقان را سر به سر بر دل نهاد2نقل کریںدلبران بی دل شدند زان گه که او بربست بارعاشقان دادند جان چون پای در محمل نهاد3نقل کریںروز من چون تیره زلفش گشت از هجران اوچون بدیدم کآن غلامش رخت بر بازل نهاد4نقل کریںزان جمال همچو ماهش هر چه بود از تیرهشبشد هزیمت چون نگارم رخ سوی منزل نهاد5نقل کریںزآب چشمِ عاشقان آن راه شد پر آب و گلتا به منزل نارمید او گام خود در گل نهاد6نقل کریںراه او پر گل همی شد کز فراق خود همیدر دو دیده عالمی از عشق خود پلپل نهاد7نقل کریںچاکر از غم دل ز مهرت برگرفت از بهر آنکبا اصیل الملک خواجه اسعد مقبل نهاد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمروزی دل من مرا نشان دادوز ماه من او خبر به جان دادسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 89اگلی نظماین نه زلفست آنکه او بر عارض رخشان نهادصورت جوریست کو بر عدل نوشروان نهادسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 91آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظماین نه زلفست آنکه او بر عارض رخشان نهادصورت جوریست کو بر عدل نوشروان نهادسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 91