عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 499غزل شمارهٔ 499شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: انشدمصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںتا ز سر عشق سرگردان شدمغرقهٔ دریای بی پایان شدم22نقل کریںچون دلم در آتش عشق اوفتادمبتلای درد بی درمان شدم33نقل کریںچون سر و کار مرا سامان نماندمن ز حیرت بی سر و سامان شدم44نقل کریںعاشق صاحب جمالی شد دلمکز کمال حسن او حیران شدم55نقل کریںتا بدیدم آفتاب روی اوبر مثال ذره سرگردان شدم66نقل کریںچون نبودم مرد وصلش لاجرممدتی غمخوارهٔ هجران شدم77نقل کریںمدتی رنجی کشیدم در جهانجان و دل درباختم سلطان شدم88نقل کریںهمچو مرغی نیم بسمل در فراقپر زدم بسیار تا بی جان شدم99نقل کریںچون به جان فانی شدم در راه اودر فتا شایستهٔ جانان شدم1010نقل کریںچون بقای خود بدیدم در فناآنچه میجستم به کلی آن شدم1111نقل کریںرستم از عار خود و با یار خودبی خود اندر پیرهن پنهان شدم1212نقل کریںتا که عطار این سخن آزاد گفتبندهٔ او از میان جان شدم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای عشق بی نشان ز تو من بی نشان شدمخون دلم بخوردی و در خورد جان شدمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 498اگلی نظمتا جمال تو بدیدم مست و مدهوش آمدمعاشق لعل شکربارش گهر پوش آمدمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 500◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای عشق بی نشان ز تو من بی نشان شدمخون دلم بخوردی و در خورد جان شدمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 498
اگلی نظمتا جمال تو بدیدم مست و مدهوش آمدمعاشق لعل شکربارش گهر پوش آمدمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 500