عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 500غزل شمارهٔ 500شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: وشامدمصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںتا جمال تو بدیدم مست و مدهوش آمدمعاشق لعل شکربارش گهر پوش آمدم22نقل کریںنامهٔ عشقت بخواندم عاشق دردت شدمحلقهٔ زلفت بدیدم حلقه در گوش آمدم33نقل کریںسرخ رو از چشم بودم پیش ازین از خون دلزردرو از سبزهٔ آن چشمهٔ نوش آمدم44نقل کریںشغبهٔ آن شکرستان شکربار ار شدمفتنهٔ آن سنبلستان بناگوش آمدم55نقل کریںخواب خرگوشم بسی دادی ندانستم ولیکهم به آخر در جوال خواب خرگوش آمدم66نقل کریںکی بگردانم ز تو از هر جفایی روی از آنکتو جفا کیش آمدی و من وفا کوش آمدم77نقل کریںعشق تو کاندر میان جان من شد معتکفکی فراموشش کنم گر من فراموش آمدم88نقل کریںوصف میکرد از تو عطار اندر آفاق جهاننک سخن ناگفته حالی گنگ و مدهوش آمدم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتا ز سر عشق سرگردان شدمغرقهٔ دریای بی پایان شدمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 499اگلی نظمدوش از وثاق دلبری سرمست بیرون آمدمهیچم نبود از خود خبر تا بی خبر چون آمدمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 501◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمدوش از وثاق دلبری سرمست بیرون آمدمهیچم نبود از خود خبر تا بی خبر چون آمدمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 501