عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 500غزل شمارهٔ 500شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: وشامدمصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںتا جمال تو بدیدم مست و مدهوش آمدمعاشق لعل شکربارش گهر پوش آمدم2نقل کریںنامهٔ عشقت بخواندم عاشق دردت شدمحلقهٔ زلفت بدیدم حلقه در گوش آمدم3نقل کریںسرخ رو از چشم بودم پیش ازین از خون دلزردرو از سبزهٔ آن چشمهٔ نوش آمدم4نقل کریںشغبهٔ آن شکرستان شکربار ار شدمفتنهٔ آن سنبلستان بناگوش آمدم5نقل کریںخواب خرگوشم بسی دادی ندانستم ولیکهم به آخر در جوال خواب خرگوش آمدم6نقل کریںکی بگردانم ز تو از هر جفایی روی از آنکتو جفا کیش آمدی و من وفا کوش آمدم7نقل کریںعشق تو کاندر میان جان من شد معتکفکی فراموشش کنم گر من فراموش آمدم8نقل کریںوصف میکرد از تو عطار اندر آفاق جهاننک سخن ناگفته حالی گنگ و مدهوش آمدم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتا ز سر عشق سرگردان شدمغرقهٔ دریای بی پایان شدمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 499اگلی نظمدوش از وثاق دلبری سرمست بیرون آمدمهیچم نبود از خود خبر تا بی خبر چون آمدمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 501آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمدوش از وثاق دلبری سرمست بیرون آمدمهیچم نبود از خود خبر تا بی خبر چون آمدمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 501