عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 484غزل شمارهٔ 484شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: ریافتمصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدوش چشم خود ز خون دریای گوهر یافتممنبع هر گوهری دریای دیگر یافتم2نقل کریںزین چنین دریا که گرد من درآمد از سرشکگرد کشتیِّ بقا گرداب منکر یافتم3نقل کریںموج این دریا چرا فوقالثریا نگذردخاصه از تحت الثری قعرش فروتر یافتم4نقل کریںدر چنین بحری نیارم کرد عزم آشنازانکه من این بحر را نه پا و نه سر یافتم5نقل کریںیعلم الله گر به عمر خویش از بی قوتیهیچ عاشق را درین دریا شناگر یافتم6نقل کریںشرم دارم کز گریبان سر برآرم خشک موچون ز بحر چشم خود را دامنتر یافتم7نقل کریںبا چنین تردامنی بس ایمنم از خشکسالکز تر و وز خشک صد دریا میسر یافتم8نقل کریںهفت دریا را زکوة از بحر چشم من گشادلاجرم هر هفت را هفتاد کشور یافتم9نقل کریںصد بیابان را که خشکی از لب خشکم گرفتسر به سر زین بحر پر خونم مصور یافتم10نقل کریںدر تعجب ماندهام از قطرههای چشم خویشزانکه در هر قطره صد بحر مضمر یافتم11نقل کریںای عجب هر قطره اشکم که بگشادم ز همقرب صد دریای خون در وی مجاور یافتم12نقل کریںمد و جزر و قطره و دریا به هم هر دو یک استزانکه هر یک را مدار از بحر اخضر یافتم13نقل کریںاز کنار بحر اخضر دیدهام وز خون خویشاز کنار خویش اکنون بحر احمر یافتم14نقل کریںمردم آبی چشمم را درین دریای اشکگاه در خون غوطه گاه از آه منبر یافتم15نقل کریںکی نماید آب رویم در چنین دریا که منروی خود چون مرد دریای مزعفر یافتم16نقل کریںمنت ایزد را که این دریا اگر آبم ببرددر عوض چشمم ازو دریای گوهر یافتم17نقل کریںاندرین دریای خون هر قطرهٔ خونین که هستهر یکی را سوی دردی نیز رهبر یافتم18نقل کریںخواستم تا ره برم بر روی آن دریای خونراه گم کردم که ره سرد صر صر یافتم19نقل کریںدل که دارد تا بگردد گرد این دریا که منهر نفس در وی هزار و صد دلاور یافتم20نقل کریںگر درین دریا کسی کشتی امید افکندباد سردش بادبان و صبر لنگر یافتم21نقل کریںسینهٔ گردون که موجش آتشی زد زآفتابروز و شب از رشک این بحرش پر اخگر یافتم22نقل کریںگرچه دریای فلک را گوهر بسیار هستدایمش در جنب این دریا محقر یافتم23نقل کریںزانکه این دریا ز دل میخیزد آن دریا ز خوندرد را همچون عرض، دل را چو جوهر یافتم24نقل کریںتا دلم بر روی دریا خون معنی گستردخاطر عطار را چون قرص خاور یافتم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمعزم عشق دلستانی داشتموقف کردم نیم جانی داشتمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 483اگلی نظمآنچه من در عشق جانان یافتمکمترین چیزها جان یافتمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 485آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور