عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 394غزل شمارهٔ 394شاعر: عطاروزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: انازتوبیخبرصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی، عندلیبآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںای در درون جانم و جان از تو بیخبروز تو جهان پر است و جهان از تو بیخبر22نقل کریںچون پی برد به تو دل و جانم؟ که جاوداندر جان و در دلی دل و جان از تو بیخبر33نقل کریںای عقل پیر و بخت جوان، گَردِ راه توپیر از تو بینشان و جوان از تو بیخبر44نقل کریںنقش تو در خیال و خیال از تو بینصیبنام تو بر زبان و زبان از تو بیخبر55نقل کریںاز تو خبر به نام و نشان است خلق راوآنگه همه به نام و نشان از تو بیخبر66نقل کریںجویندگان جوهر دریای کُنهِ تودر وادی یقین و گمان از تو بیخبر77نقل کریںچون بیخبر بود مگس از پَرّ جبرئیلاز تو خبر دهند و چنان از تو بیخبر88نقل کریںشرح و بیان تو چه کنم؟ زانکه تا ابدشرح از تو عاجز است و بیان از تو بیخبر99نقل کریںعطار اگرچه نعرهٔ عشق تو میزندهستند جمله نعرهزنان از تو بیخبر◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمعشق آبم برد گو آبم ببرروز آرام و به شب خوابم ببرعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 393اگلی نظمای تو را با هر دلی کاری دگردر پس هر پرده غمخواری دگرعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 395◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور