عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 395غزل شمارهٔ 395شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: اریدگرصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای تو را با هر دلی کاری دگردر پس هر پرده غمخواری دگر2نقل کریںچون بسی کار است با هر کس توراهر کسی را هست پنداری دگر3نقل کریںلاجرم هرکس چنان داند که نیستبا کست بیرون ازو کاری دگر4نقل کریںچون جمالت صد هزاران روی داشتبود در هر ذره دیداری دگر5نقل کریںلاجرم هر ذره را بنمودهایاز جمال خویش رخساری دگر6نقل کریںتا نماند هیچ ذره بی نصیبدادهای هر ذره را یاری دگر7نقل کریںلاجرم دادی تو یک یک ذره رادر درون پرده بازاری دگر8نقل کریںچون یک است اصل این عدد از بهر آنستتا بود هر دم گرفتاری دگر9نقل کریںای دل سرگشته تا کی باشدتهر زمانی درد و تیماری دگر10نقل کریںکی رسد از دین سر مویی به توزیر هر موییت زناری دگر11نقل کریںخیز و ایمان آر و زنارت ببرتوبه کن مردانه یکباری دگر12نقل کریںدل منه بر هیچ چون عطار هیچتا کیت هر لحظه دلداری دگر◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای در درون جانم و جان از تو بیخبروز تو جهان پر است و جهان از تو بیخبرعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 394اگلی نظمپیر ما میرفت هنگام سحراوفتادش بر خراباتی گذرعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 396آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای در درون جانم و جان از تو بیخبروز تو جهان پر است و جهان از تو بیخبرعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 394