عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 241غزل شمارهٔ 241شاعر: عطاروزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیہ: انمیرسدہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںاز سر زلف دلکشت بوی به ما نمیرسدبوی کجا به ما رسد چون به صبا نمیرسد2نقل کریںروز به شب نمیرسد تا ز خیال زلف توبر دل من ز چارسو خیل بلا نمیرسد3نقل کریںبوک دعای من شبی در سر زلف تو رسدچون من دلشکسته را بیش دعا نمیرسد4نقل کریںمیرسد از دو جزع تو تیر بلا به جان منگرچه صواب نیست آن هیچ خطا نمیرسد5نقل کریںدر عجبم که دست تو چون به همه جهان رسدچیست سبب که یک نفس سوی وفا نمیرسد6نقل کریںخاک توییم لاجرم در ره عشق تو ز ماگرد برآمد و ز تو بوی به ما نمیرسد7نقل کریںرحم کن ای مرا چو جان بر دل آنکه در رهتمینرهد ز درد تو وز تو دوا نمیرسد8نقل کریںگرچه فرید فرد شد در طلب وصال تووصل تو کی بدو رسد چون به سزا نمیرسد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدر صفت عشق تو ، شرح و بیان نی رسدعشق تو ، خود عالمی ست ، عقل در آن نی رسدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 240اگلی نظممرد ره عشق تو از دامن تر ترسدآن کس که بود نامرد از دادن سر ترسدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 242زمینہم وزن و قافیہ نظمیںآه به درد عجز هم کوشش ما نمیرسدآبلهگریه میکند اشک به پا نمیرسدبیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1164آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدر صفت عشق تو ، شرح و بیان نی رسدعشق تو ، خود عالمی ست ، عقل در آن نی رسدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 240
اگلی نظممرد ره عشق تو از دامن تر ترسدآن کس که بود نامرد از دادن سر ترسدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 242