عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 242غزل شمارهٔ 242شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیہ: رترسدصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمرد ره عشق تو از دامن تر ترسدآن کس که بود نامرد از دادن سر ترسد2نقل کریںگر با تو دوصد دریا آتش بودم در رهنه دل ز خود اندیشد نه جان ز خطر ترسد3نقل کریںجانی که بر افروزد از شمع جمال تومیدان که ز پروانه کفر است اگر ترسد4نقل کریںجایی که جگر سوزد مردان و جگرخواراندر خون جگر میرد هر کو ز جگر ترسد5نقل کریںگفتی دلت از هجرم میترسد و میسوزدبی وصل تو هر ساعت دلسوختهتر ترسد6نقل کریںاز آه دل عطار آخر به نمیترسیکانکس که خبر دارد از آه سحر ترسد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماز سر زلف دلکشت بوی به ما نمیرسدبوی کجا به ما رسد چون به صبا نمیرسدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 241اگلی نظمذوق وصلت به هیچ جان نرسدشرح رویت به هر زبان نرسدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 243آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماز سر زلف دلکشت بوی به ما نمیرسدبوی کجا به ما رسد چون به صبا نمیرسدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 241