عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 544غزل شمارهٔ 544شاعر: عطاروزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: لمہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدل و جانم ببرد جان و دلمبی دل و جان بماند آب و گلم2نقل کریںمتحیر شدم نمیدانمکین چه درد است در نهاد دلم3نقل کریںاین قدر آگهم کز آتش عشقآتشین شد مزاج معتدلم4نقل کریںچون بود کشته از کشنده خجلکو مرا کشت و من ازو خجلم5نقل کریںبحلی خواستم چو خونم ریختو او ز غیرت نمیکند بحلم6نقل کریںسجلی ساختم به خونم لیکنیست یک تن گواه بر سجلم7نقل کریںجان عطار مرغ دنیا نیستگو برآی از نهاد محتملم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدامن دل از تو در خون میکشمننگری ای دوست تا چون میکشمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 543اگلی نظمای عشق تو قبلهٔ قبولمکرده غم تو ز جان ملولمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 545زمینہم وزن و قافیہ نظمیںجان ترنجیده و شکسته دلمگویی از غم همی فرو گسلمرودکی»مثنویها»ابیات به جا مانده از مثنوی بحر خفیف»پاره 20آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدامن دل از تو در خون میکشمننگری ای دوست تا چون میکشمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 543
جان ترنجیده و شکسته دلمگویی از غم همی فرو گسلمرودکی»مثنویها»ابیات به جا مانده از مثنوی بحر خفیف»پاره 20