عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 718غزل شمارهٔ 718شاعر: عطاروزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیہ: اببردهصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای اشتیاق رویت از چشم خواب بردهیک برق عشق جسته صد سد آب برده2نقل کریںبر نطع کامرانی نور رخت به یک دمدست هزار عذرا از آفتاب برده3نقل کریںچندین هزار عاشق بر روی تو درین رهدر خاک و خون فتاده سر در نقاب برده4نقل کریںای در غرور دل را داده شراب غفلتپس دل بده که او را مست خراب برده5نقل کریںشرمت همی نیامد کاندر چنین مقامیمردان به سر دویده تو سر به خواب برده6نقل کریںعطار را درین ره اندر حجاب ره نیستگرچه دلی است او را پی با حجاب برده◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمجانا منم ز مستی سر در جهان نهادهچون شمع آتش تو بر فرق جان نهادهعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 717اگلی نظمترسا بچهای دیدم زنار کمر کردهدر معجزهٔ عیسی صد درس ز بر کردهعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 719آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمجانا منم ز مستی سر در جهان نهادهچون شمع آتش تو بر فرق جان نهادهعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 717
اگلی نظمترسا بچهای دیدم زنار کمر کردهدر معجزهٔ عیسی صد درس ز بر کردهعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 719