عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 717غزل شمارهٔ 717شاعر: عطاروزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیہ: اننهادهہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںجانا منم ز مستی سر در جهان نهادهچون شمع آتش تو بر فرق جان نهاده2نقل کریںتو همچو آفتابی تابنده از همه سومن همچو ذره پیشت جان در میان نهاده3نقل کریںمن چون طلسم و افسون بیرون گنج ماندهتو در میان جانم گنجی نهان نهاده4نقل کریںگر یک گهر از آن گنج آید پدید بر منبینی مرا ز شادی سر در جهان نهاده5نقل کریںداغ غم تو دارم لیکن چگونه گویممهری بدین عظیمی بر سر زبان نهاده6نقل کریںاز روی همچو ماهت بر گیر آستینیسر چند دارم آخر بر آستان نهاده7نقل کریںعطار را چو عشقت نقد یقین عطا داداین ساعت است و جانی دل بر عیان نهاده◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدوش آمد زلف تاب دادهجان را ز دو لب شراب دادهعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 716اگلی نظمای اشتیاق رویت از چشم خواب بردهیک برق عشق جسته صد سد آب بردهعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 718زمینہم وزن و قافیہ نظمیںای در میان جانم گنجی نهان نهادهبس نکتههای معنی اندر زبان نهادهعراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 236آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمای اشتیاق رویت از چشم خواب بردهیک برق عشق جسته صد سد آب بردهعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 718
ای در میان جانم گنجی نهان نهادهبس نکتههای معنی اندر زبان نهادهعراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 236