عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 719غزل شمارهٔ 719شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیہ: رکردهہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںترسا بچهای دیدم زنار کمر کردهدر معجزهٔ عیسی صد درس ز بر کرده2نقل کریںبا زلف چلیپاوش بنشسته به مسجد خوشوز قبلهٔ روی خود محراب دگر کرده3نقل کریںاز تختهٔ سیمینش یعنی که بناگوششخورشید خجل گشته رخساره چو زر کرده4نقل کریںاز جادویی چشمش برخاسته صد غوغاتا بر سر بازاری یکبار گذر کرده5نقل کریںچون مه به کلهداری پیروزه قبا بستهزنار سر زلفش عشاق کمر کرده6نقل کریںروزی که ز بد کردن بگرفت دلش کلیبگذاشته دست از بد صد بار بتر کرده7نقل کریںصد چشمهٔ حیوان است اندر لب سیرابشوین عاشق بی دل را بس تشنه جگر کرده8نقل کریںدوش آمد پیر ما در صومعه بد تنهاگفت ای ز سر عجبی در خویش نظر کرده9نقل کریںاز خویش پرستیدن در صومعه بنشستهخلق همه عالم را از خویش خبر کرده10نقل کریںبگریخته نفس تو از یار ز نامردیچون بار گران دیده از خلق حذر کرده11نقل کریںبرخیزی اگر مردی در شیوهٔ ما آییتا شیوهٔ ما بینی در سنگ اثر کرده12نقل کریںیک دردی درد ما در عالم رسواییصد زاهد خودبین را با دامن تر کرده13نقل کریںدر حلقه چو دیدی خود دردی خور و مستی کنوانگاه ببین خود را از حلقه به در کرده14نقل کریںچون کوری قرایان عطار عیان دیدهبینایی پیر خود صد نوع سمر کرده◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای اشتیاق رویت از چشم خواب بردهیک برق عشق جسته صد سد آب بردهعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 718اگلی نظمای یک کرشمهٔ تو صد خون حلال کردهروی چو آفتابت ختم جمال کردهعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 720زمینہم وزن و قافیہ نظمیںای جان تو جانم را از خویش خبر کردهاندیشه تو هر دم در بنده اثر کردهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2313ای روی تو رویم را چون روی قمر کردهاجزای مرا چشمت اصحاب نظر کردهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2314آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای اشتیاق رویت از چشم خواب بردهیک برق عشق جسته صد سد آب بردهعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 718
اگلی نظمای یک کرشمهٔ تو صد خون حلال کردهروی چو آفتابت ختم جمال کردهعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 720
ای جان تو جانم را از خویش خبر کردهاندیشه تو هر دم در بنده اثر کردهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2313