عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 720غزل شمارهٔ 720شاعر: عطاروزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیہ: الکردهصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںای یک کرشمهٔ تو صد خون حلال کردهروی چو آفتابت ختم جمال کرده22نقل کریںنیکوییی که هرگز نی روز دید نی شبهر سال ماه رویت با ماه و سال کرده33نقل کریںخورشید طلعت تو ناگه فکنده عکسیاجسام خیره گشته ارواح حال کرده44نقل کریںماهی که قاف تا قاف از عکس اوست روشنچون روی تو بدیده پشتی چو دال کرده55نقل کریںاول چو بدرهٔ سیم از نور بدر بودهوآخر ز شرم رویت خود را هلال کرده66نقل کریںیک غمزهٔ ضعیفت صد سرکش قوی راهم دست خوش گرفته هم پایمال کرده77نقل کریںروی تو مهر و مه را در زیر پر گرفتهبا هر یکی به خوبی صد پر و بال کرده88نقل کریںزلف تو چون به شبرنگ آفاق در نوشتهخورشید بر کمینه عزم زوال کرده99نقل کریںدل را شده پریشان حالی و روزگاریتا از کمند زلفت مویی خیال کرده1010نقل کریںچون مرغ دل ز زلفت خسته برون ز در شدچندین مراغه در خون زان خط و خال کرده1111نقل کریںبا آنکه بوی وصلت نه دل شنید و نه جانما و دلی و جانی وقت وصال کرده1212نقل کریںگویاترین کسی را کو تیزبینتر آمدخط تو چشم بسته خال تو لال کرده1313نقل کریںشعر فرید کرده شرح لب تو شیرینتا او به وصف چشمت سحر حلال کرده◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمترسا بچهای دیدم زنار کمر کردهدر معجزهٔ عیسی صد درس ز بر کردهعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 719اگلی نظمای ز سودای تو دل شیدا شدهزآتش عشق تو آب ما شدهعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 721◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمترسا بچهای دیدم زنار کمر کردهدر معجزهٔ عیسی صد درس ز بر کردهعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 719