عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 721غزل شمارهٔ 721شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: اشدهصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںای ز سودای تو دل شیدا شدهزآتش عشق تو آب ما شده22نقل کریںعاشقان در جست و جویت صد هزارتو چو دری در بن دریا شده33نقل کریںاز میان آب و گل برخاستهدر میان جان و دل پیدا شده44نقل کریںعاشقان را بر امید روی توخون دل پالوده و جانها شده55نقل کریںتو ز جمله فارغ و مشغول خویشخود به عشق خویش ناپروا شده66نقل کریںدیده روی خویشتن در آینهبر جمال خویشتن شیدا شده77نقل کریںما همه پروانهٔ پر سوختهتو چو شمع از نور خود یکتا شده88نقل کریںیوسف اندر ملک مصر و سلطنتدیدهٔ یعقوب نابینا شده99نقل کریںگم شدم در جست و جویت روز و شبچند بازت جویم ای گم ناشده1010نقل کریںچون دل عطار در عالم دلیمینبینم از تو خون پالا شده◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای یک کرشمهٔ تو صد خون حلال کردهروی چو آفتابت ختم جمال کردهعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 720اگلی نظمای هر دهان ز یاد لبت پر عسل شدهدر هر زبان خوشی لب تو مثل شدهعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 722◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای یک کرشمهٔ تو صد خون حلال کردهروی چو آفتابت ختم جمال کردهعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 720
اگلی نظمای هر دهان ز یاد لبت پر عسل شدهدر هر زبان خوشی لب تو مثل شدهعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 722