صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 829

غزل شمارهٔ 829

شاعر: عطار

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ربینی

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

به وادییی که درو گوی راه سر بینی

به هر دمی که زنی ماتمی دگر بینی

2

ز هرچه می‌دهدت روزگار عمر بهست

ولی چه سود که آن نیز بر گذر بینی

3

ز دولتی به چه نازی که تا که چشم زنی

اثر نبینی ازو در جهان اگر بینی

4

مساز قبهٔ زرین که تیز شمشیر است

سزای قبهٔ زرین که بر سپر بینی

5

اگر سلوک کنی صد هزار قرن هنوز

چو مرد رهگذری جمله رهگذر بینی

6

چو هر چه هست همه اصل خویش می‌جویند

ز شوق جملهٔ ذرات در سفر بینی

7

چو کل اصل جهان از یک اصل خاسته‌اند

سزد که کل جهان را به یک نظر بینی

8

مکن ز نفس تکبر تو چشم باز گشای

که تا همه شکم خاک سیم و زر بینی

9

به باد بر زبر خاک گنجه چند کنی

که تا که رنجه شوی خاک بر زبر بینی

10

چگونه پای نهی در خزانه‌ای که درو

به هر سویی که روی صد هزار سر بینی

11

نه لحظه‌ای ز همه خفتگان خبر شنوی

نه ذره‌ای ز همه رفتگان اثر بینی

12

ز بس که خون جگر می‌فروخورد به زمین

زمین ز خون جگر بسته چون جگر بینی

13

اگر جهان همه از پس کنی نمی‌دانم

که در جهان ز دریغا چه بیشتر بینی

14

درین مصیبت و سرگشتگی محال بود

که در زمانه چو عطار نوحه‌گر بینی

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

تا در سر زلف تاب بینی

دل در بر من خراب بینی

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 828

اگلی نظم

هر روز ز دلتنگی جایی دگرم بینی

هر لحظه ز بی صبری شوریده‌ترم بینی

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 830

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور