عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 226غزل شمارهٔ 226شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)قافیہ: رزدہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںعشق آمد و آتشی به دل در زدتا دل به گزاف لاف دلبر زد22نقل کریںآسوده بدم نشسته در کنجیکامد غم عشق و حلقه بر در زد33نقل کریںشاخ طربم ز بیخ و بن برکندهر چیز که داشتم به هم بر زد44نقل کریںگفتند که سیمبر نگار است اوتا رویم از آرزوی او زر زد55نقل کریںطاوس رخش چو کرد یک جلوهعقلم چو مگس دو دست بر سر زد66نقل کریںاز چهرهٔ او دلم چو دریا شددریا دیدی که موج گوهر زد77نقل کریںعطار چو آتشین دل آمد زوهر دم که زد از میان اخگر زد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدست در دامن جان خواهم زدپای بر فرق جهان خواهم زدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 225اگلی نظمدل به سودای تو جان در بازدجان برای تو جهان در بازدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 227◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںمعشوق مرا ره قلندر زدزان راه به جانم آتش اندر زدسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 143◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور