عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 225غزل شمارهٔ 225شاعر: عطاروزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)قافیہ: انخواهمزدصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںدست در دامن جان خواهم زدپای بر فرق جهان خواهم زد22نقل کریںاسب بر جسم و جهت خواهم تاختبانگ بر کون و مکان خواهم زد33نقل کریںوانگه آن دم که میان من و اوستاز همه خلق نهان خواهم زد44نقل کریںچون مرا نام و نشان نیست پدیددم ز بی نام و نشان خواهم زد55نقل کریںهان مبر ظن که من سوخته دلآن دم از کام و زبان خواهم زد66نقل کریںتن پلید است بخواهم انداختوان دم پاک به جان خواهم زد77نقل کریںدر شکم چون زند آن طفل نفسمن بیخویش چنان خواهم زد88نقل کریںاز دلم مشعلهای خواهم ساختنفس شعلهفشان خواهم زد99نقل کریںاز سر صدق و صفا صبح صفتآن نفس نی به دهان خواهم زد1010نقل کریںچون عیان گشت مرا آنچه مپرسلاف از عین عیان خواهم زد1111نقل کریںلاف این نیست یقین است یقینپس چرا دم به گمان خواهم زد1212نقل کریںمن نیم مطبخی زیر و زبردم بی کفک و دخان خواهم زد1313نقل کریںچون سر و پای روان نیست مراقدم از پای روان خواهم زد1414نقل کریںخصم نفس است گرم عشوه دهدبر سر خصم سنان خواهم زد1515نقل کریںتا کی ، از وسوسهٔ نفس پلیدنفس از سود و زیان خواهم زد1616نقل کریںبه خرابات فرو خواهم شددست بر رطل گران خواهم زد1717نقل کریںآن دم انگشت گزان میزدهاماین دم انگشت زنان خواهم زد1818نقل کریںتیر را پیک بلا خواهم ساختتیغ را زخم میان خواهم زد1919نقل کریںفتنه بیدار چنان خواهم کردکز سر فتنه نشان خواهم زد2020نقل کریںهر شبان موسی عمران نبودمن دم گرگ شبان خواهم زد2121نقل کریںتا کی از شعر فرید آتش عشقدر همه نطق و بیان خواهم زد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچو قفل لعل بر درج گهر زدجهانی خلق را بر یکدگر زدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 224اگلی نظمعشق آمد و آتشی به دل در زدتا دل به گزاف لاف دلبر زدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 226◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور