عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 464غزل شمارهٔ 464شاعر: عطاروزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: ایتوامصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںفتنهٔ زلف دلربای توامتشنهٔ جام جانفزای توام2نقل کریںنیست چون زلف تو سر خویشمگرچه چون زلف در قفای توام3نقل کریںجز هوای توام نمیسازدزانکه پروردهٔ هوای توام4نقل کریںگر غباری است از منت زآن استکه من خسته خاک پای توام5نقل کریںتا کنارم ز اشک دریا شدنیست کاری جز آشنای توام6نقل کریںچون به صد وجه تو بلای منیمن به صد درد مبتلای توام7نقل کریںاز همه فارغم که در دو جهانمی نیاید به جز رضای توام8نقل کریںبس بود از دو عالم این ملکمکه تو آنی که من گدای توام9نقل کریںاز وجود فرید سیر شدمگمشده در عدم برای توام◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمخط مکش در وفا کزآن توامفتنهٔ خط دلستان توامعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 463اگلی نظمدر خطت تا دل به جان در بستهامچون قلم زان خط میان در بستهامعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 465آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمدر خطت تا دل به جان در بستهامچون قلم زان خط میان در بستهامعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 465