عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 463غزل شمارهٔ 463شاعر: عطاروزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: انتوامصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںخط مکش در وفا کزآن توامفتنهٔ خط دلستان توام2نقل کریںبی تو با چشم خون فشان همه شبدر غم لعل درفشان توام3نقل کریںاز دهانت چو گوش را خبر استمن چرا چشم بر دهان توام4نقل کریںاز تو تا برکنار ماند دلمبی تو چون موی از میان توام5نقل کریںنیم جان داشتم غم تو بسوختگر کنون زندهام به جان توام6نقل کریںروی خود ز آستین مپوش که منروی بر خاک آستان توام7نقل کریںمی ندانم من سبکدل هیچتا چرا رایگان گران توام8نقل کریںکینهگیری ز من نکو نبودچون تو دانی که مهربان توام9نقل کریںچون زنم در هوای تو پر و بالکه نه من مرغ آشیان توام10نقل کریںهمچو عطار مانده باده به دستکمترین سگ ز چاکران توام◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشیفتهٔ حلقهٔ گوش توامسوختهٔ چشمهٔ نوش توامعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 462اگلی نظمفتنهٔ زلف دلربای توامتشنهٔ جام جانفزای توامعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 464آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور