عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 458غزل شمارهٔ 458شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: امایغلامصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںخورد بر شب صبحدم شام ای غلامزنده گردان جانم از جام ای غلام2نقل کریںجام در ده و این دل پر درد راوارهان از ننگ و از نام ای غلام3نقل کریںجملهٔ شب همچو شمعی سوختمصبح دم زد ما چنین خام ای غلام4نقل کریںدست ایامم به روی اندر فکندهین که رفت از دست ایام ای غلام5نقل کریںگام بیرون نه که دست روزگارندهدت پیشی به یک گام ای غلام6نقل کریںچند باشی بر امید دانهایهمچو مرغی مانده در دام ای غلام7نقل کریںچند باشی در میان خرقه گیرتازه گردان زود اسلام ای غلام8نقل کریںگر همی خواهی که از خود وارهیبا قلندر دردی آشام ای غلام9نقل کریںعاشق ره شو که کار مرد عشقبرتر است از مدح و دشنام ای غلام10نقل کریںبی سر و بن شو چو گویی زانکه عشقهست بی آغاز و انجام ای غلام11نقل کریںهر که او در عشق بیآرام نیستکی تواند یافت آرام ای غلام12نقل کریںگاه مرد مسجدی گه رند دیرهر دو نبود کام و ناکام ای غلام13نقل کریںیا مرو در مسجد و زنار بندیا مده در دیر ابرام ای غلام14نقل کریںچون تو اندر راه باشی ناتمامکی رسد کارت به اتمام ای غلام15نقل کریںرو تو خاص خاص شو یا عام عامتا به کی نه خاص و نه عام ای غلام16نقل کریںگفت عطار آنچه میدانست بازیادت آید این به هنگام ای غلام◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگشت جهان همچو نگار ای غلامبادهٔ گلرنگ بیار ای غلامعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 457اگلی نظمصبح بر افراخت علم ای غلامرنجه کن از لطف قدم ای غلامعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 459آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور