عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 209غزل شمارهٔ 209شاعر: عطاروزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: انکردہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںروی در زیر زلف پنهان کردتا در اسلام کافرستان کرد22نقل کریںباز چون زلف برگرفت از رویهمه کفار را مسلمان کرد33نقل کریںدوش آمد برم سحرگاهیتا دل من به زلف پیمان کرد44نقل کریںچون سحرگاه باد صبح بخاستحلقهٔ زلف او پریشان کرد55نقل کریںگفتم آخر چرا چنین کردیگفت این باد کرد چتوان کرد66نقل کریںگفتمش عهد کن به چشم این بارچشم برهم نهاد و فرمان کرد77نقل کریںچون که پیمان ما به باد بدادباز عهدم شکست و تاوان کرد88نقل کریںچون برفتم ز چشم، او حالیدل من برد و تیرباران کرد99نقل کریںگفتم آخر شکست چشمت عهدگفت چشمم نکرد مژگان کرد1010نقل کریںگفتمش با لب تو عهد کنمگفت کن زانکه بوسه ارزان کرد1111نقل کریںچون ببستیم عهد لب بر لببر لبم لعل او درافشان کرد1212نقل کریںمن چو بیخویشتن شدم ز خوشیپاره از من بکند و پنهان کرد1313نقل کریںگفتم آخر لب تو عهد شکستگفت آن لب نکرد دندان کرد1414نقل کریںدرد عطار را که درمان نیستمیندانم که هیچ درمان کرد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمعزم خرابات بیفنا نتوان کرددست به یک درد بی صفا نتوان کردعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 208اگلی نظمبی لعل لبت وصف شکر مینتوان کردبی عکس رخت فهم قمر مینتوان کردعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 210◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںآنچه یک چند آب حیوان کردلب لعلت هزار چندان کردامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 995ای عمیدی که باز غزنین راسیرت و صورتت چو بستان کردسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 57 - در مدح مسعود سعد سلمان◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمعزم خرابات بیفنا نتوان کرددست به یک درد بی صفا نتوان کردعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 208
اگلی نظمبی لعل لبت وصف شکر مینتوان کردبی عکس رخت فهم قمر مینتوان کردعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 210
ای عمیدی که باز غزنین راسیرت و صورتت چو بستان کردسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 57 - در مدح مسعود سعد سلمان