عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 71غزل شمارهٔ 71شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: اخوشاستہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںدر سرم از عشقت این سودا خوش استدر دلم از شوقت این غوغا خوش است22نقل کریںمن درون پرده جان میپرورمگر برون جان میکند اعدا خوش است33نقل کریںچون جمالت برنتابد هیچ چشمجملهٔ آفاق نابینا خوش است44نقل کریںهمچو چرخ از شوق تو در هر دو کونهر که در خون مینگردد ناخوش است55نقل کریںبندگی را پیش یک بند قباتصد کمر بر بسته بر جوزا خوش است66نقل کریںجان فشان از خندهٔ جانپرورتزاهد خلوت نشین رسوا خوش است77نقل کریںگر زبانم گنگ شد در وصف تواشک خونآلود من گویا خوش است88نقل کریںچون تو خونین میکنی دل در برمگرچه دل میسوزدم اما خوش است99نقل کریںاین جهان فانی است گر آن هم بودتو بسی، مه این مه آن یکتا خوش است1010نقل کریںگر نباشد هر دو عالم گو مباشتو تمامی با توام تنها خوش است1111نقل کریںماهرویا، سیرم اینجا از وجودبیوجودم گر بری آنجا، خوش است1212نقل کریںپرده از رخ برفکن تا گم شومکان تماشا بی وجود ما خوش است1313نقل کریںالحق آنجا کآفتاب روی توستصد هزاران بی سر و بی پا خوش است1414نقل کریںصد جهان بر جان و بر دل تا ابدوالهٔ آن طلعت زیبا خوش است1515نقل کریںپرتو خورشید چون صحرا شودذرهٔ سرگشته ناپروا خوش است1616نقل کریںچون تو پیدا آمدی چون آفتابگر شدم چون سایه، ناپیدا خوش است1717نقل کریںاز درون چاه جسمم دل گرفتقصد صحرا میکنم صحرا خوش است1818نقل کریںدی اگر چون قطرهای بودم ضعیفاین زمان دریا شدم دریا خوش است1919نقل کریںوای عجب تا غرق این دریا شدمبانگ میدارم که استسقا خوش است2020نقل کریںغرق دریا تشنه میمیرم مداماین چه سودایی است این سودا خوش است2121نقل کریںز اشتیاقت روز و شب عطار رادیده پر خون و دلی شیدا خوش است◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدوش ناگه آمد و در جان نشستخانه ویران کرد و در پیشان نشستعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 70اگلی نظمچشم خوشش مست نیست لیک چو مستان خوش استخوشی چشمش از آنست کین همه دستان خوش استعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 72◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںگر چه سرو باغ را بالا خوش استبا قد رعنای تو ما را خوش استامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 250وقت ما از ساغر و مینا خوش استوقت ساقی خوش که وقت ما خوش استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2244◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبفرید حامدآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدوش ناگه آمد و در جان نشستخانه ویران کرد و در پیشان نشستعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 70
اگلی نظمچشم خوشش مست نیست لیک چو مستان خوش استخوشی چشمش از آنست کین همه دستان خوش استعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 72
گر چه سرو باغ را بالا خوش استبا قد رعنای تو ما را خوش استامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 250