عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 263غزل شمارهٔ 263شاعر: عطاروزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)قافیہ: ارباشدصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںکسی کز حقیقت خبردار باشدجهان را بر او چه مقدار باشد22نقل کریںجهان وزن جایی پدیدار آردکه در دیده او را پدیدار باشد33نقل کریںبلی دیدهای کز حقیقت گشایدجهان پیش او ذره کردار باشد44نقل کریںغلط گفتم آن ذرهای گر بود همچو زان چشم بینی تو بسیار باشد55نقل کریںکسی را که دو کون یک قطره گرددببین تا درونش چه بر کار باشد66نقل کریںاگر سایهٔ باطن او نباشدکجا گردش چرخ دوار باشد77نقل کریںنباشد خبر یک سر مویش از خودبقای ابد را سزاوار باشد88نقل کریںکسی را که تیمار دادش بقا شدفنا گشتن از خود چه تیمار باشد99نقل کریںغم خود مخور تا تو را ذره ذرهبه صد وجه پیوسته غمخوار باشد1010نقل کریںبه جای تو چون اصل کار است باقیاگر تو نباشی بسی کار باشد1111نقل کریںدرین راه اگر تا ابد فکر برودمپندار سری که پندار باشد1212نقل کریںاگر جان عطار این بوی یابدیقین دان که آن دم نه عطار باشد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتا دل لایعقلم دیوانه شددر جهان عشق تو افسانه شدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 262اگلی نظمچه دانستم که این دریای بیپایان چنین باشد؟بخارش آسمان گردد، کف دریا زمین باشدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 264◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمچه دانستم که این دریای بیپایان چنین باشد؟بخارش آسمان گردد، کف دریا زمین باشدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 264