عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 262غزل شمارهٔ 262شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: انهشدصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںتا دل لایعقلم دیوانه شددر جهان عشق تو افسانه شد22نقل کریںآشنایی یافت با سودای تووز همه کار جهان بیگانه شد33نقل کریںپیش شمع روی چون خورشید توصد هزاران جان و دل پروانه شد44نقل کریںمرغ عقل و جان اسیر دام توهمچو آدم از پی یک دانه شد55نقل کریںنه که مرغ جان ز خانه رفته بودره بیاموخت و به سوی خانه شد66نقل کریںبود تردامن در اول چون زنانوآخر اندر کار تو مردانه شد77نقل کریںمردیش این بود کاندر عشق تومست پیشت آمد و دیوانه شد88نقل کریںمیندانم تا دل عطار هیچشد تو را شایسته هرگز یا نشد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمپیر ما از صومعه بگریخت در میخانه شددر صف دردیکشان دردیکش و مردانه شدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 261اگلی نظمکسی کز حقیقت خبردار باشدجهان را بر او چه مقدار باشدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 263◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمپیر ما از صومعه بگریخت در میخانه شددر صف دردیکشان دردیکش و مردانه شدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 261