عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 648غزل شمارهٔ 648شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: نبایدشدنصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںعشق را بیخویشتن باید شدننفس خود را راهزن باید شدن22نقل کریںبت بود در راه او هرچه آن نه اوستدر ره او بتشکن باید شدن33نقل کریںزلف جانان را شکن بیش از حد استکافر یک یک شکن باید شدن44نقل کریںتو بدو نزدیک نزدیکی ولیکدور دور از خویشتن باید شدن55نقل کریںدر نگنجد ما و من در راه اودر رهش بی ما و من باید شدن66نقل کریںدوست چون هرگز نیاید در وطنعاشقان را بی وطن باید شدن77نقل کریںدر ره او بر امید وصل اوخاک راه تن به تن باید شدن88نقل کریںهمچو لاله غرقه در خون جگرزنده در زیر کفن باید شدن99نقل کریںدر ره او چون دویی را راه نیستبا یکی در پیرهن باید شدن1010نقل کریںپس چو عطار اندر آفاق جهانپاکباز انجمن باید شدن◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدل ز عشق تو خون توان کردنعقل را سرنگون توان کردنعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 647اگلی نظمعشق چیست از خویش بیرون آمدنغرقه در دریای پر خون آمدنعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 649◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور