عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 224غزل شمارهٔ 224شاعر: عطاروزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیہ: رزدہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںچو قفل لعل بر درج گهر زدجهانی خلق را بر یکدگر زد22نقل کریںلب لعلش جهان را برهم انداختخط سبزش قضا را بر قدر زد33نقل کریںنبات خط او چون از شکر رستز خجلت ، چون عسل حل شد طبرزد44نقل کریںبه رخش حسن چون بر عاشقان تاختنیندیشید و لاف لاتذر زد55نقل کریںرخ او تاب در خورشید و مه دادلب او بانگ بر تنگ شکر زد66نقل کریںچو نقاش ازل از بهر خطشبه سیمین لوح او بیرنگ برزد77نقل کریںچو خط بنوشت گویی نقطهٔ لعلدرونش سی ستاره بر قمر زد88نقل کریںبسی میزد به مژگان بر دلم تیربدو گفتم که کم زن بیشتر زد99نقل کریںدلم از طره چون زیر و زبر کردگره بر طرهٔ زیر و زبر زد1010نقل کریںدلم خون کرد تا از پاش بفکندعقیقی گشت آنگه بر کمر زد1111نقل کریںدلم با او چو دستی در کمر کردکمربند فلک را دست در زد1212نقل کریںفرید او را گزید از هر دو عالمبه یکدم آتشی در خشک و تر زد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچون پرده ز روی ماه برگیرداز فرق فلک کلاه برگیردعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 223اگلی نظمدست در دامن جان خواهم زدپای بر فرق جهان خواهم زدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 225◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںدل آن بحر است کو ساحل نورزدنهنگ از هیبت موجش بلرزدعلامہ اقبال»ارمغان حجاز»حضور عالم انسانی»بخش 2 - دل◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
دل آن بحر است کو ساحل نورزدنهنگ از هیبت موجش بلرزدعلامہ اقبال»ارمغان حجاز»حضور عالم انسانی»بخش 2 - دل