عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 120غزل شمارهٔ 120شاعر: عطاروزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: ایینیستہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںعشق جز بخشش خدایی نیستاین به سلطانی و گدایی نیست2نقل کریںهر که او برنخیزد از سَرِ سَرعشق را با وی آشنایی نیست3نقل کریںعشق وقف است بر دلِ پُردردوقف در شرع ما بهایی نیست4نقل کریںهر که را بازِ عشق صید کندبازش از چنگ او رهایی نیست5نقل کریںکار آن کس که عاشقی ورزدبه جز از عین بینوایی نیست6نقل کریںچون رسیدم به نزد آن معشوقکار جز عیش و دلگشایی نیست7نقل کریںهرچه عطار گوید از سَرِ عشقبه یقین دان که جز عطایی نیست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدر ده خبر است این ، که ز مَه دِه خبری نیستوین واقعه را همچو فلک پای و سری نیستعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 119اگلی نظمآیینهٔ تو سیاه روی استاو را چه خبر که ماهروی استعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 121زمینہم وزن و قافیہ نظمیںجان من خیز و جام باده بیارکه مرا برگ پارسایی نیستسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 27در دل آن را که روشنایی نیستدر خراباتش آشنایی نیستسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 84آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدر ده خبر است این ، که ز مَه دِه خبری نیستوین واقعه را همچو فلک پای و سری نیستعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 119