عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 202غزل شمارهٔ 202شاعر: عطاروزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: انمکردہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںعشق تو مست جاودانم کردناکس جملهٔ جهانم کرد22نقل کریںگر سبکدل شوم عجب نبودکه می عشق سر گرانم کرد33نقل کریںچون هویدا شد آفتاب رختراست چون سایهای نهانم کرد44نقل کریںچون نشان جویم از تو در ره توکه غم عشق بینشانم کرد55نقل کریںشیر عشقت به خشم پنجه گشادپس به صد روی امتحانم کرد66نقل کریںدردیم داد و درد من بفزوددل من برد و قصد جانم کرد77نقل کریںگفت ای دلشده چه خواهی کردگفتمش من کیم چه دانم کرد88نقل کریںتا ز پیشم چو آفتاب برفتهمچو سایه ز پس دوانم کرد99نقل کریںسایه هرگز در آفتاب رسدآه کین کار چون توانم کرد1010نقل کریںچند گویی نگه کن ای عطارکه یقینها همه گمانم کرد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتا دوست بر دلم در عالم فراز کرددل را به عشق خویش ز جان بی نیاز کردعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 201اگلی نظمدست با تو در کمر خواهیم کردقصد آن تنگ شکر خواهیم کردعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 203◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںعشق تو مست و کف زنانم کردمستم و بیخودم چه دانم کردرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 971◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمتا دوست بر دلم در عالم فراز کرددل را به عشق خویش ز جان بی نیاز کردعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 201