عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 584غزل شمارهٔ 584شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: انمیرومصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںهر شبی وقت سحر در کوی جانان میرومچون ز خود نامحرمم از خویش پنهان میروم22نقل کریںچون حجابی مشکل آمد عقل و جان در راه اولاجرم در کوی او بی عقل و بی جان میروم33نقل کریںهمچو لیلی مستمندم در فراقش روز و شبهمچو مجنون گرد عالم دوست جویان میروم44نقل کریںهر سحر عنبر فشاند زلف عنبر بار اومن بدان آموختم وقت سحر زان میروم55نقل کریںتا بدیدم زلف چون چوگان او بر روی ماهدر خم چوگان او چون گوی، گردان میروم66نقل کریںماهرویا در من مسکین نگر کز عشق توبا دلی پر خون به زیر خاک، حیران میروم77نقل کریںذره ذره زان شدم تا پیش خورشید رخشهمچو ذره بی سر و تن پای کوبان میروم88نقل کریںچون بیابانی نهد هر ساعتی در پیش منمن چنین شوریده دل سر در بیابان میروم99نقل کریںتا کی ای عطار از ننگ وجود تو مراکین زمان از ننگ تو با خاک یکسان میروم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدر ره او بی سر و پا میرومبی تبرا و تولا میرومعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 583اگلی نظمما هر چه آن ماست ز ره بر گرفتهایمبا پیر خویش راه قلندر گرفتهایمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 585◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمما هر چه آن ماست ز ره بر گرفتهایمبا پیر خویش راه قلندر گرفتهایمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 585