صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 583

غزل شمارهٔ 583

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

قافیہ: امیروم

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
11
در ره او بی سر و پا می‌روم
بی تبرا و تولا می‌روم
22
ایمن از توحید و از شرک آمدم
فارغ از امروز و فردا می‌روم
33
نه من و نه ما شناسم ذره‌ای
زانکه دایم بی من و ما می‌روم
44
سالک مطلق شدم چون آفتاب
لاجرم از سایه تنها می‌روم
55
مرغ عشقم هر زمانی صد جهان
بی پر و بی بال زیبا می‌روم
66
چون همه دانم ولیکن هیچ دان
لاجرم نادان و دانا می‌روم
77
قطره‌ای بودم ز دریا آمده
این زمان با قعر دریا می‌روم
88
در دلم تا عشق قدس آرام یافت
من ز دل با جان شیدا می‌روم
99
شرح عشق او بگویم با تو راست
گرچه من گنگم که گویا می‌روم
1010
بارگاهی زد ز آدم عشق او
گفت بر یک جا به صد جا می‌روم
1111
زو بپرسیدند کاخر تا کجا
گفت روزی در به صحرا می‌روم
1212
چون هویت از بطون در پرده بود
در هویت بس هویدا می‌روم
1313
گرچه نه پنهانم و نه آشکار
هم نهان هم آشکارا می‌روم
1414
گر هویدا خواهیم پنهان شوم
ور نهان جوییم پیدا می‌روم
1515
نه چنینم نه چنان نه هردوم
بل کزین هر دو مبرا می‌روم
1616
چون فرید از خویش یکتا می‌رود
هم به سر من فرد و یکتا می‌روم
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای برده به زلف کفر و دینم

وز غمزه نشسته در کمینم

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 582

اگلی نظم

هر شبی وقت سحر در کوی جانان می‌روم

چون ز خود نامحرمم از خویش پنهان می‌روم

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 584

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00