عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 18غزل شمارهٔ 18شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: میمیبایدتصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدم مزن گر همدمی میبایدتخسته شو گر مرهمی میبایدت2نقل کریںتا در اثباتی تو بس نامحرمیمحو شو گر محرمی میبایدت3نقل کریںهمچو غواصان دم اندر سینه کشگر چو دریا همدمی میبایدت4نقل کریںاز عبادت غم کشی و صد شفیعپیشوای هر غمی میبایدت5نقل کریںاشک لایقتر شفیع تو از آنکهر عبادت را نمی میبایدت6نقل کریںتنگدل ماندی، که دل یک قطره خونستعالمی در عالمی میبایدت7نقل کریںتا که این یک قطره صد دریا شودصبر صد عالم همی میبایدت8نقل کریںهر دو عالم گر نباشد گو مباشدر حضور او دمی میبایدت9نقل کریںدر غم هر دم که نبود در حضورتا قیامت ماتمی میبایدت10نقل کریںدر حضورش عهد کردی ای فریدعهد خود مستحکمی میبایدت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمزهی ماه در مهر سرو بلندتشکر در گدازش ز تشویر قندتعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 17اگلی نظمبعد جوی از نفس سگ گر قرب جان میبایدتترک کن این چاه و زندان گر جهان میبایدتعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 19آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبفرید حامدآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمبعد جوی از نفس سگ گر قرب جان میبایدتترک کن این چاه و زندان گر جهان میبایدتعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 19