عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 19غزل شمارهٔ 19شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: انمیبایدتصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبعد جوی از نفس سگ گر قرب جان میبایدتترک کن این چاه و زندان گر جهان میبایدت2نقل کریںباز عرشی گر سر جبریل داری پر برآرورنه در گلخن نشین گر استخوان میبایدت3نقل کریںنفس را چون جعفر طیار برکن بال و پرگر به بالا پر و بال مرغ جان میبایدت4نقل کریںدر جهان قدس اگر داری سبک روحی طمعبر جهان جسم دایم سر گران میبایدت5نقل کریںعمر در سود و زیان بردی به آخر بیخبرمی ندارد سود با تو پس زیان میبایدت6نقل کریںچند گردی در زمین بیپا و سر چون آسماناز زمین بگسل اگر بر آسمان میبایدت7نقل کریںروز و شب مشغول کار و بار دنیا ماندهایدین به سرباری دنیا رایگان میبایدت8نقل کریںهرچه گوئی چون ترازو زین زبان گر یک جو استگنگ شو از ما سوی الله گر زبان میبایدت9نقل کریںجو کشی و نیم جو همچون ترازوی دو سراز خری جو می مکش گر کهکشان میبایدت10نقل کریںای عجب نمرود نفس و وانگهی همچون خلیلزحمت جبریل رفته از میان میبایدت11نقل کریںدر هوا استاده و از منجنیق انداختهبر سر آتش به خلوت همچنان میبایدت12نقل کریںچون تو از آذر مزاجی دوستی با زر چراپس چو ابراهیم آتش گلستان میبایدت13نقل کریںای خر مرده سگ نفست به گلخن در کشیدپس چو عیسی ، بر فلک دامنکشان میبایدت14نقل کریںدر جهان خوفناک ایمن نشینی ای فریدامن تو از چیست چون خط امان میبایدت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدم مزن گر همدمی میبایدتخسته شو گر مرهمی میبایدتعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 18اگلی نظمای شکر خوشهچین گفتارتسرو آزاد کرد رفتارتعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 20آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبفرید حامدآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور