عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 20غزل شمارهٔ 20شاعر: عطاروزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: ارتہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای شکر خوشهچین گفتارتسرو آزاد کرد رفتارت2نقل کریںبس که طوطی جان بزد پر و بالز اشتیاق لب شکر بارت3نقل کریںخار در پای گل شکست هزارز آرزوی رخ چو گلنارت4نقل کریںهر شبی با هزار دیده سپهرمانده در انتظار دیدارت5نقل کریںلعل از جان بشسته دست به خونشده مبهوت جزع خونخوارت6نقل کریںنرگس تر که ساقی چمن استحلقه در گوش چشم مکارت7نقل کریںهرکه را از هزار گونه جفادل ببردی بهجان گرفتارت8نقل کریںبحر از آن جوش میزند لب خشککه بدیدست در شهوارت9نقل کریںآسمان میکند زمین بوستزانکه سرگشته گشت در کارت10نقل کریںگشت دندان عاشقان همه کندزانکه بس تیز گشت بازارت11نقل کریںبر دل و جان من جهان مفروشکه به جان و دلم خریدارت12نقل کریںبر بناگوش توست حلقهٔ زلفحلقه در گوش کرده عطارت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبعد جوی از نفس سگ گر قرب جان میبایدتترک کن این چاه و زندان گر جهان میبایدتعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 19اگلی نظمتا به عمدا ز رخ نقاب انداختخاک در چشم آفتاب انداختعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 21زمینہم وزن و قافیہ نظمیںبندهوار آمدم به زنهارتکه ندارم سلاح پیکارتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 36آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبفرید حامدآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبعد جوی از نفس سگ گر قرب جان میبایدتترک کن این چاه و زندان گر جهان میبایدتعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 19