عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 369غزل شمارهٔ 369شاعر: عطاروزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: اببنمایدصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںرخ ز زیر نقاب بنمایدهمه عالم خراب بنماید2نقل کریںگوشمالی که هیچکس ننمودبه مه و آفتاب بنماید3نقل کریںاختران را که ره دو اسبه روندهمچو خر در خلاب بنماید4نقل کریںکرهٔ گل ز راه برگیردنیل گردون سراب بنماید5نقل کریںصد هزاران هزار نقش عجببرتر از خاک و آب بنماید6نقل کریںهرکجا در دو کون بیداری استهمه را مست خواب بنماید7نقل کریںجملهٔ حلقهای مردان راسر زلفش طناب بنماید8نقل کریںهر سر مو ز زلف سرکش اوعالمی انقلاب بنماید9نقل کریںمشکلی را که حل نشد هرگزغمزهٔ او جواب بنماید10نقل کریںجان عطار را ز یک تف عشقهمچو شمع مذاب بنماید◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمسر زلف تو پر خون مینمایدرجوع از صیدش اکنون مینمایدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 368اگلی نظمکسی کو هرچه دید از چشم جان دیدهزاران عرش در مویی عیان دیدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 370آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمکسی کو هرچه دید از چشم جان دیدهزاران عرش در مویی عیان دیدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 370