عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 368غزل شمارهٔ 368شاعر: عطاروزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیہ: ونمینمایدصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںسر زلف تو پر خون مینمایدرجوع از صیدش اکنون مینماید2نقل کریںکمند زلف تو در صید یاربچگونه چست و موزون مینماید3نقل کریںشب زلف تو خوش باد از پی آنکهمه کارش شبیخون مینماید4نقل کریںکه میداند که آن زنجیر زلفتچگونه عقل مجنون مینماید5نقل کریںچو زلف تو بشوریده است عالمرخت از پرده بیرون مینماید6نقل کریںز حسن روی تو چون روی تابمکه هر ساعت در افزون مینماید7نقل کریںعجب خاصیتی دارد رخ توکه از شبرنگ گلگون مینماید8نقل کریںچو دریا چشم من زان گشت در عشقکه درجت در مکنون مینماید9نقل کریںدهانت ای عجب سی در مکنونز چشم سوزنی چون مینماید10نقل کریںمرا گفتی دلت یکرنگ گردانکه صد رنگ او چو گردون مینماید11نقل کریںمرا کو دل ندارم هیچ دل منوگر دارم دلی خون مینماید12نقل کریںدل عطار با خاک در توچو خونی کرده معجون مینماید◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمنه یار هرکسی را رخسار مینمایدنه هر حقیر دل را دیدار مینمایدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 367اگلی نظمرخ ز زیر نقاب بنمایدهمه عالم خراب بنمایدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 369آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمنه یار هرکسی را رخسار مینمایدنه هر حقیر دل را دیدار مینمایدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 367