عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 344غزل شمارهٔ 344شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: اننمودصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهرچه در هر دو جهان جانان نمودتو یقین میدان که آن از جان نمود2نقل کریںهست جانت را دری اما دو رویدوست از دو روی او دو جهان نمود3نقل کریںکرد از یک روی دنیا آشکاروز دگر روی آخرت پنهان نمود4نقل کریںآخرت آن روی و دنیا این دگرای عجب یک چیز این و آن نمود5نقل کریںهر دو عالم نیست بیرون زین دو رویهرچه آن دشوار یا آسان نمود6نقل کریںدر میان این دو دربند عظیمچون نگه کردم یکی ایوان نمود7نقل کریںیک درش دنیا و دیگر آخرتبلکه دو کونش چو دو دوران نمود8نقل کریںباز پرسیدم ز دل کان قصر چیستگفت خلوتخانهٔ جانان نمود9نقل کریںگفتم آخر قصر سلطان جان ماستجان نمود این قصر یا سلطان نمود10نقل کریںگفت دایم بر تو سلطان است جانبارگاه خویش در جان زان نمود11نقل کریںپرتو او بینهایت اوفتادلاجرم بیحد و بیپایان نمود12نقل کریںتا ابد گر پیش گیری راه جانذرهای نتوانی از پیشان نمود13نقل کریںپرتوی کان دور بود آن کفر بودوانکه آن نزدیک بود ایمان نمود14نقل کریںچند گویم این جهان و آن جهاناز دو روی جان همینتوان نمود15نقل کریںگرد جان در گرد چون مردان بسیتا توانی عشق را برهان نمود16نقل کریںدر جهان جان بسی سرگشتهاندکمترین یک چرخ سرگردان نمود17نقل کریںمیرو و یک دم میاسا از روشکاین سفر در روح جاویدان نمود18نقل کریںگر تورا افتاد یک ساعت درنگصد درنگ از عالم هجران نمود19نقل کریںهمچو گویی گشت سرگردان مدامهرکه خود را مرد این میدان نمود20نقل کریںخود در این میدان فرو شد هر که رفتوانکه یکدم ماند هم حیران نمود21نقل کریںتا ابد در درد این، عطار راذره ذره کلبهٔ احزان نمود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای کوی توام مقصد و ای روی تو مقصودوی آتش عشق تو دلم سوخته چون عودعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 343اگلی نظمرُهبان دَیْر را سببِ عاشقی چه بود؟کاو روی راز دیر به خَلقان نمینمودعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 345آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای کوی توام مقصد و ای روی تو مقصودوی آتش عشق تو دلم سوخته چون عودعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 343
اگلی نظمرُهبان دَیْر را سببِ عاشقی چه بود؟کاو روی راز دیر به خَلقان نمینمودعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 345