صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 344

غزل شمارهٔ 344

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

قافیہ: اننمود

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
11
هرچه در هر دو جهان جانان نمود
تو یقین می‌دان که آن از جان نمود
22
هست جانت را دری اما دو روی
دوست از دو روی او دو جهان نمود
33
کرد از یک روی دنیا آشکار
وز دگر روی آخرت پنهان نمود
44
آخرت آن روی و دنیا این دگر
ای عجب یک چیز این و آن نمود
55
هر دو عالم نیست بیرون زین دو روی
هرچه آن دشوار یا آسان نمود
66
در میان این دو دربند عظیم
چون نگه کردم یکی ایوان نمود
77
یک درش دنیا و دیگر آخرت
بلکه دو کونش چو دو دوران نمود
88
باز پرسیدم ز دل کان قصر چیست
گفت خلوت‌خانهٔ جانان نمود
99
گفتم آخر قصر سلطان جان ماست
جان نمود این قصر یا سلطان نمود
1010
گفت دایم بر تو سلطان است جان
بارگاه خویش در جان زان نمود
1111
پرتو او بی‌نهایت اوفتاد
لاجرم بی‌حد و بی‌پایان نمود
1212
تا ابد گر پیش گیری راه جان
ذره‌ای نتوانی از پیشان نمود
1313
پرتوی کان دور بود آن کفر بود
وانکه آن نزدیک بود ایمان نمود
1414
چند گویم این جهان و آن جهان
از دو روی جان همی‌نتوان نمود
1515
گرد جان در گرد چون مردان بسی
تا توانی عشق را برهان نمود
1616
در جهان جان بسی سرگشته‌اند
کمترین یک چرخ سرگردان نمود
1717
می‌رو و یک دم میاسا از روش
کاین سفر در روح جاویدان نمود
1818
گر تورا افتاد یک ساعت درنگ
صد درنگ از عالم هجران نمود
1919
همچو گویی گشت سرگردان مدام
هر‌که خود را مرد این میدان نمود
2020
خود در این میدان فرو شد هر که رفت
وانکه یک‌دم ماند هم حیران نمود
2121
تا ابد در درد این، عطار را
ذره ذره کلبهٔ احزان نمود
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای کوی توام مقصد و ای روی تو مقصود

وی آتش عشق تو دلم سوخته چون عود

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 343

اگلی نظم

رُهبان دَیْر را سببِ عاشقی چه بود؟

کاو روی راز دیر به خَلقان نمی‌نمود

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 345

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00