عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 115غزل شمارهٔ 115شاعر: عطاروزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: اننیستہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںآفتاب رخ تو پنهان نیستلیک هر دیده محرم آن نیست2نقل کریںهر که در عشق ذره ذره نشدپیش خورشید پایکوبان نیست3نقل کریںذره میشو هوای جانان راکه به جانان رسیدن آسان نیست4نقل کریںمرد جانان نهای مکن دعویزانکه نامرد مرد جانان نیست5نقل کریںشادی وصل تو کسی یابدکه درین وادیش غم جان نیست6نقل کریںتا که دردی نیایدت پیداهرچه دیگر کنی تو درمان نیست7نقل کریںسر درین راه باز و پا در نهزانکه ره را امید پایان نیست8نقل کریںتن بزن چند گویی ای عطارهر کسی مرد این بیابان نیست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمطمع وصل تو مجالم نیستحصه زین قصه جز خیالم نیستعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 114اگلی نظمسرو چون قد خرامان تو نیستلعل چون پستهٔ خندان تو نیستعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 116زمینہم وزن و قافیہ نظمیںپیش چشمیکه نورعرفان نیستگر بود آسمان نمایان نیستبیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 774اندرآ عیش بیتو شادان نیستکیست کو بنده تو از جان نیسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 502آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور