عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 268غزل شمارهٔ 268شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: ارمکشدصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهر زمان عشق تو در کارم کشدوز در مسجد به خمارم کشد2نقل کریںچون مرا در بند بیند از خودیدر میان بند زنارم کشد3نقل کریںدردییی بر جان من ریزد ز دردپس به مستی سوی بازارم کشد4نقل کریںگر ز من بد مستییی بیند دمیگرد شهر اندر نگونسارم کشد5نقل کریںور ز عشق او بگویم نکتهایاز سیاست بر سر دارم کشد6نقل کریںچون نماند از وجودم ذرهایبار دیگر بر سر کارم کشد7نقل کریںگه به زحمتگاه اغیارم بردگه به خلوتگاه اسرارم کشد8نقل کریںچون به غایت مست گردم زان شرابدر کشاکش پیش عطارم کشد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهر زمانم عشق ماهی در کشاکش میکشدآتش سودای او جانم در آتش میکشدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 267اگلی نظمقوت بار عشق تو مرکب جان نمیکشدروشنی جمال تو هر دو جهان نمیکشدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 269آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهر زمانم عشق ماهی در کشاکش میکشدآتش سودای او جانم در آتش میکشدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 267
اگلی نظمقوت بار عشق تو مرکب جان نمیکشدروشنی جمال تو هر دو جهان نمیکشدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 269