عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 267غزل شمارهٔ 267شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: شمیکشدصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںهر زمانم عشق ماهی در کشاکش میکشدآتش سودای او جانم در آتش میکشد22نقل کریںتا دل مسکین من در آتش حسنش فتادگاه میسوزد چو عود و گه دمی خوش میکشد33نقل کریںشحنهٔ سودای او شوریدگان عشق راهر نفس چون خونیان اندر کشاکش میکشد44نقل کریںعشق را با هفت چرخ و شش جهت آرام نیستلاجرم نه بار هفت و نی غم شش میکشد55نقل کریںجمع باید بود بر راهی چو موران روز و شبهر که را دل سوی آن زلف مشوش میکشد66نقل کریںخاطر عطار از نور معانی در سخنآفتاب تیر بر چرخ منقش میکشد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمعشقت ایمان و جان به ما بخشدلیک بیعلتی عطا بخشدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 266اگلی نظمهر زمان عشق تو در کارم کشدوز در مسجد به خمارم کشدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 268◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور