عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 267غزل شمارهٔ 267شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: شمیکشدصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهر زمانم عشق ماهی در کشاکش میکشدآتش سودای او جانم در آتش میکشد2نقل کریںتا دل مسکین من در آتش حسنش فتادگاه میسوزد چو عود و گه دمی خوش میکشد3نقل کریںشحنهٔ سودای او شوریدگان عشق راهر نفس چون خونیان اندر کشاکش میکشد4نقل کریںعشق را با هفت چرخ و شش جهت آرام نیستلاجرم نه بار هفت و نی غم شش میکشد5نقل کریںجمع باید بود بر راهی چو موران روز و شبهر که را دل سوی آن زلف مشوش میکشد6نقل کریںخاطر عطار از نور معانی در سخنآفتاب تیر بر چرخ منقش میکشد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمعشقت ایمان و جان به ما بخشدلیک بیعلتی عطا بخشدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 266اگلی نظمهر زمان عشق تو در کارم کشدوز در مسجد به خمارم کشدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 268آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور