عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 269غزل شمارهٔ 269شاعر: عطاروزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیہ: اننمیکشدصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںقوت بار عشق تو مرکب جان نمیکشدروشنی جمال تو هر دو جهان نمیکشد22نقل کریںبار تو چون کشد دلم گرچه چو تیر راست شدزانکه کمان چون تویی بازوی جان نمیکشد33نقل کریںکون و مکان چه میکند عاشق تو که در رهتنعرهٔ عاشقان تو کون و مکان نمیکشد44نقل کریںنام تو و نشان تو چون به زبان برآورمزانکه نشان و نام تو نام و نشان نمیکشد55نقل کریںراه تو چون به سرکشم زانکه ز دوری رهتراه تو از روندگان کس به کران نمیکشد66نقل کریںدر ره تو به قرنها چرخ دوید و دم نزدتا ره تو به سر نشد خود به میان نمیکشد77نقل کریںگشت فرید در رهت سوخته همچو پشهایزانکه ز نور شمع تو ره به عیان نمیکشد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهر زمان عشق تو در کارم کشدوز در مسجد به خمارم کشدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 268اگلی نظمنور روی تو را نظر نکشدسوز عشق تو را جگر نکشدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 270◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور