عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 270غزل شمارهٔ 270شاعر: عطاروزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: رنکشدصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںنور روی تو را نظر نکشدسوز عشق تو را جگر نکشد2نقل کریںباد خاک سیاه بر سر آنکخاک کوی تو در بصر نکشد3نقل کریںآتش عشق بیدلان تو راهفت آتش گه سقر نکشد4نقل کریںاز درازی و دوری راهتهیچ کس راه تو به سر نکشد5نقل کریںکه رهت جز به قدر و قوت ماقدر یک گام بیشتر نکشد6نقل کریںدرد هر کس به قدر طاقت اوستکانچه عیسی کشید خر نکشد7نقل کریںکوه اندوه و بار محنت توچون کشد دل که بحر و بر نکشد8نقل کریںخود عجب نبود آنکه از ره عجزپشهای پیل را به بر نکشد9نقل کریںبا کمان فلک به هیچ سبیلبازوی هیچ پشه در نکشد10نقل کریںهیچکس عشق چون تو معشوقیبه ترازوی عقل بر نکشد11نقل کریںچون کشد کوه بی نهایت راآن ترازو که بیش زر نکشد12نقل کریںوزن عشق تو عقل کی داندعشق تو عقل مختصر نکشد13نقل کریںعشقت از دیرها نگردد بازتا که ابدال را بدر نکشد14نقل کریںدل عطار در غم تو چنان استکه غم دیگران دگر نکشد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمقوت بار عشق تو مرکب جان نمیکشدروشنی جمال تو هر دو جهان نمیکشدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 269اگلی نظمنه دل چو غمت آمد از خویشتن اندیشدنه عقل چو عشق آمد از جان و تن اندیشدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 271آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمقوت بار عشق تو مرکب جان نمیکشدروشنی جمال تو هر دو جهان نمیکشدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 269
اگلی نظمنه دل چو غمت آمد از خویشتن اندیشدنه عقل چو عشق آمد از جان و تن اندیشدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 271