عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 579غزل شمارهٔ 579شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیہ: ارنمیبینمصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںدردا که ز یک همدم آثار نمیبینمدل باز نمییابم دلدار نمیبینم22نقل کریںدر عالم پر حسرت بسیار بگردیدماز خیل وفاداران دیار نمیبینم33نقل کریںدر چار سوی عالم شش گوشهٔ توتویشیک دوست نمیبینم یک یار نمیبینم44نقل کریںبسیار وفا جستم اندک قدم از هرکسدر روی زمین اندک بسیار نمیبینم55نقل کریںچندان که در آن وادی کردم طلب یک گلدر عرصهٔ این وادی جز خار نمیبینم66نقل کریںتا چند درین وادی بر جان و دلم لرزمکانجا به دو جو جان را مقدار نمیبینم77نقل کریںتا چند ز نادانی دیوان جهان دارمچون مور درین دیوان جز مار نمیبینم88نقل کریںهر روز ازین دیوان صد غم برما آیددردا که درین صد غم غمخوار نمیبینم99نقل کریںگر زانکه اثر بودی در روی زمین کس رازانگونه اثر کم شد کاثار نمیبینم1010نقل کریںعطار دلت بر کن از کار جهان کلیکز کار جهان یک دل بر کار نمیبینم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچشم از پی آن دارم تا روی تو میبینمدل را همه میل جان با سوی تو میبینمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 578اگلی نظمبه دریایی در افتادم که پایانش نمیبینمبه دردی مبتلا گشتم که درمانش نمیبینمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 580◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچشم از پی آن دارم تا روی تو میبینمدل را همه میل جان با سوی تو میبینمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 578
اگلی نظمبه دریایی در افتادم که پایانش نمیبینمبه دردی مبتلا گشتم که درمانش نمیبینمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 580