عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 580غزل شمارهٔ 580شاعر: عطاروزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: انشنمیبینمصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںبه دریایی در افتادم که پایانش نمیبینمبه دردی مبتلا گشتم که درمانش نمیبینم22نقل کریںدر این دریا یکی در است و ما مشتاق در اوولی کس کو که در جوید که جویانش نمیبینم33نقل کریںچه جویم بیش ازین گنجی که سر آن نمیدانمچه پویم بیش ازین راهی که پایانش نمیبینم44نقل کریںدرین ره کوی مه رویی است خلقی در طلب پویانولیک این کوی چون یابم که پیشانش نمیبینم55نقل کریںبه خون جان من جانان ندانم دست آلایدکه او بس فارغ است از ما سر آنش نمیبینم66نقل کریںدلا بیزار شو از جان اگر جانان همی خواهیکه هر کو شمع جان جوید غم جانش نمیبینم77نقل کریںبرو عطار بیرون آی با جانان به جان بازیکه هر کو جان درو بازد پشیمانش نمیبینم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدردا که ز یک همدم آثار نمیبینمدل باز نمییابم دلدار نمیبینمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 579اگلی نظمدر درد عشق یک دل بیدار می نبینممستند جمله در خود هشیار می نبینمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 581◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدردا که ز یک همدم آثار نمیبینمدل باز نمییابم دلدار نمیبینمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 579
اگلی نظمدر درد عشق یک دل بیدار می نبینممستند جمله در خود هشیار می نبینمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 581