عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 590غزل شمارهٔ 590شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: لماندهایمصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںما ز عشقت آتشین دل ماندهایمدست بر سر پای در گل ماندهایم22نقل کریںخاک راه از اشک ما گل گشت و ماپای در گل دست بر دل ماندهایم33نقل کریںناگهانی برق وصل تو بجستما ندانستیم و غافل ماندهایم44نقل کریںلاجرم از بس که بال و پر زدیمهمچو مرغ نیم بسمل ماندهایم55نقل کریںچون ز عشقت هیچ مشکل حل نشددایما در کار مشکل ماندهایم66نقل کریںعشق تو دریاست اما زان چه سودچون ز غفلت ما به ساحل ماندهایم77نقل کریںکی تواند یافت عطار از تو کامچون نخستین گام منزل ماندهایم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدست در عشقت ز جان افشاندهایمو آستینی بر جهان افشاندهایمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 589اگلی نظمدر چه طلسم است که ما ماندهایمبا تو به هم وز تو جدا ماندهایمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 591◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدست در عشقت ز جان افشاندهایمو آستینی بر جهان افشاندهایمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 589
اگلی نظمدر چه طلسم است که ما ماندهایمبا تو به هم وز تو جدا ماندهایمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 591