عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 589غزل شمارهٔ 589شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: انافشاندهایمصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںدست در عشقت ز جان افشاندهایمو آستینی بر جهان افشاندهایم22نقل کریںای بسا خونا که در سودای تواز دو چشم خونفشان افشاندهایم33نقل کریںوی بسا آتش که از دل در غمتاز زمین تا آسمان افشاندهایم44نقل کریںتا دل از تر دامنی برداشتیمدامن از کون و مکان افشاندهایم55نقل کریںدل گرانی کرد در کشتی عشقرخت دل در یک زمان افشاندهایم66نقل کریںچون نظر بر روی آن دلبر فتادتن فرو دادیم و جان افشاندهایم77نقل کریںهرچه در صد سال میکردیم جمعدر دمی بر دلستان افشاندهایم88نقل کریںچون ز راه نیک و بد برخاستیمدل ز بار این و آن افشاندهایم99نقل کریںچون دل عطار شد دریای عشقبس جواهر کز زبان افشاندهایم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمما می از کاس سعادت خوردهایمدر ازل چندین صبوحی کردهایمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 588اگلی نظمما ز عشقت آتشین دل ماندهایمدست بر سر پای در گل ماندهایمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 590◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمما می از کاس سعادت خوردهایمدر ازل چندین صبوحی کردهایمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 588
اگلی نظمما ز عشقت آتشین دل ماندهایمدست بر سر پای در گل ماندهایمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 590