عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 589غزل شمارهٔ 589شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: انافشاندهایمصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدست در عشقت ز جان افشاندهایمو آستینی بر جهان افشاندهایم2نقل کریںای بسا خونا که در سودای تواز دو چشم خونفشان افشاندهایم3نقل کریںوی بسا آتش که از دل در غمتاز زمین تا آسمان افشاندهایم4نقل کریںتا دل از تر دامنی برداشتیمدامن از کون و مکان افشاندهایم5نقل کریںدل گرانی کرد در کشتی عشقرخت دل در یک زمان افشاندهایم6نقل کریںچون نظر بر روی آن دلبر فتادتن فرو دادیم و جان افشاندهایم7نقل کریںهرچه در صد سال میکردیم جمعدر دمی بر دلستان افشاندهایم8نقل کریںچون ز راه نیک و بد برخاستیمدل ز بار این و آن افشاندهایم9نقل کریںچون دل عطار شد دریای عشقبس جواهر کز زبان افشاندهایم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمما می از کاس سعادت خوردهایمدر ازل چندین صبوحی کردهایمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 588اگلی نظمما ز عشقت آتشین دل ماندهایمدست بر سر پای در گل ماندهایمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 590آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمما می از کاس سعادت خوردهایمدر ازل چندین صبوحی کردهایمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 588
اگلی نظمما ز عشقت آتشین دل ماندهایمدست بر سر پای در گل ماندهایمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 590