عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 657غزل شمارهٔ 657شاعر: عطاروزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیہ: انممیفکنصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچو دریا شور در جانم میفکنز سودا در بیابانم میفکن2نقل کریںچو پرِ پشهٔ وصلت ندیدمبه پای پیل هجرانم میفکن3نقل کریںبه دست خویش در پای خودم کشبه دست و پای دورانم میفکن4نقل کریںبه دشواری به دست آید چو من کسچنین از دست آسانم میفکن5نقل کریںاگر از تشنگی چون شمع مردمبه سیرابیِ طوفانم میفکن6نقل کریںبه چشم او کز ابروی کمانکشبه دل در تیر مژگانم میفکن7نقل کریںزره چون در نمیپوشیم از زلفمیان تیرِ بارانم میفکن8نقل کریںچو پیچ و تاب در زلف تو زیباستبه جان تو که در جانم میفکن9نقل کریںچو پایم نیست با چوگان زلفتچو گویی پیش چوگانم میفکن10نقل کریںچو من جمعیت از زلف تو دارمچو زلف خود پریشانم میفکن11نقل کریںخط آوردی و جان میخواهی از منز خط خود به دیوانم میفکن12نقل کریںچو شد خاک رهت عطار حیرانبه خاک راه حیرانم میفکن◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای پسر این رخ به آفتاب درافکنبادهٔ گلرنگ چون گلاب درافکنعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 656اگلی نظمزلف به انگشت پریشان مکنروی بدان خوبی پنهان مکنعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 658آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای پسر این رخ به آفتاب درافکنبادهٔ گلرنگ چون گلاب درافکنعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 656