عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 664غزل شمارهٔ 664شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: انمنصنف: غزلصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںعشق تو در جان من ای جان منآتشی زد در دل بریان من22نقل کریںدر دل بریان من آتش مزنرحم کن بر دیدهٔ گریان من33نقل کریںدیدهٔ گریان من پرخون مداردر نگر آخر بهسوز جان من44نقل کریںسوز جانم بیش ازین ظاهر مکنگوش میدار این غم پنهان من55نقل کریںدرد این بیچاره از حد درگذشتچارهای ساز و بکن درمان من66نقل کریںخود مرا فرمان کجا باشد ولیککج مکن چون زلف خود پیمان من77نقل کریںهرچه خواهی کن تو به دانی از آنکزاریی باشد نه فرمان زان من88نقل کریںجان عطار از تو در آتش فتادآب زن در آتش سوزان من◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدر رهت حیران شدم ای جان منبی سر و سامان شدم ای جان منعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 663اگلی نظمچند باشم در انتظار تو منفتنهٔ روی چون نگار تو منعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 665◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور