عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 665غزل شمارهٔ 665شاعر: عطاروزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: ارتومنصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںچند باشم در انتظار تو منفتنهٔ روی چون نگار تو من22نقل کریںخشکلب مانده نعل در آتشتشنهٔ لعل آبدار تو من33نقل کریںوقت آمد که بر میان بندمکمر از زلف مشکبار تو من44نقل کریںبرقع از روی برفکن تا جانپایکوبان کنم نثار تو من55نقل کریںگر جهان آمده است با روزیسر نهم مست در کنار تو من66نقل کریںگرچه آوردهای به جان کارمتا به جان در شدم به کار تو من77نقل کریںبر من از صد هزار عزت بیشآنکه باشم ذلیل و خوار تو من88نقل کریںشد قرارم که چند خواهد بودچشم بر راه بیقرار تو من99نقل کریںتیره شد روز من چرا نکنمدیده روشن به روزگار تو من1010نقل کریںترک کار فرید از آن گفتمتا شوم فرد و یار غار تو من◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمعشق تو در جان من ای جان منآتشی زد در دل بریان منعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 664اگلی نظمدرد دل دارم جهانی بیتو منزانکه نشکیبم زمانی بیتو منعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 666◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور