عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 522غزل شمارهٔ 522شاعر: عطاروزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیہ: انندارمہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںاگر عشقت به جای جان ندارمبه زلف کافرت ایمان ندارم2نقل کریںچو گفتی ننگ میداری ز عشقمکه من معشوق اینم کان ندارم3نقل کریںاگر جانم بخواهد شد ز عشقتغم عشق تورا فرمان ندارم4نقل کریںتو گفتی رو مکن در من نگاهیکه خوبی دارم و پیمان ندارم5نقل کریںمن سرگشته چون فرمان نبردماز آن بر نیک و بد فرمان ندارم6نقل کریںچو خود کردم به جان خویشتن بدچرا بر خویشتن تاوان ندارم7نقل کریںکنون ناکام تن در دام دادمکه من خود کرده را درمان ندارم8نقل کریںچو هرکس بوسهای یابند از تومن بیچاره آخر جان ندارم9نقل کریںبده عطار را یک بوسه بی زرکه زر دارم ولی چندان ندارم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچه سازم که سوی تو راهی ندارمکجایی که جز تو پناهی ندارمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 521اگلی نظمتا نرگست به دشنه چون شمع کشت زارمچون لاله دور از تو جز خون کفن ندارمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 523زمینہم وزن و قافیہ نظمیںاگر عشقت به جای جان ندارمبه زلف کافرت ایمان ندارمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1510نگارا، بیتو برگ جان ندارمسر کفر و غم ایمان ندارمعراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 175آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچه سازم که سوی تو راهی ندارمکجایی که جز تو پناهی ندارمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 521
اگلی نظمتا نرگست به دشنه چون شمع کشت زارمچون لاله دور از تو جز خون کفن ندارمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 523