عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 521غزل شمارهٔ 521شاعر: عطاروزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)قافیہ: اهیندارمصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںچه سازم که سوی تو راهی ندارمکجایی که جز تو پناهی ندارم22نقل کریںچگونه کشم بار هجرت چو کوهیکه من طاقت برگ کاهی ندارم33نقل کریںوصال تو یکدم به دستم نیایدکه سرمایه و دستگاهی ندارم44نقل کریںمریز آب روی من آخر که من خودبه نزدیک کس آب و جاهی ندارم55نقل کریںمگردان ز من روی و با راهم آورکه جز عشق رویی و راهی ندارم66نقل کریںچرا دست آلایی آخر به خونمکه شاهی نیم من سپاهی ندارم77نقل کریںمکش ماه رویا من بی گنه راکه جز عشق رویت گناهی ندارم88نقل کریںمرا عفو کن زانکه نزدیک تو منبه جز عفو تو عذرخواهی ندارم99نقل کریںبه رویم نگه کن که بر درد عشقتبه جز اشک خونین گواهی ندارم1010نقل کریںز عطار و از شیوهٔ او بگشتمکه جز شیوهٔ چون تو ماهی ندارم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبی تو زمانی سر زمانه ندارمبلکه سر عمر جاودانه ندارمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 520اگلی نظماگر عشقت به جای جان ندارمبه زلف کافرت ایمان ندارمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 522◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور